Nothing To Display

پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۴/۱۱
    260
  • ۹۵/۰۱/۳۱
    240
  • ۹۴/۰۸/۰۸
    287
  • ۹۵/۰۲/۲۷
    265
  • ۹۴/۰۵/۰۲
    264
  • ۹۶/۰۲/۰۳
    ...
  • ۹۴/۰۹/۱۴
    219
  • ۹۴/۰۵/۲۳
    268
  • ۹۴/۰۷/۱۷
    282
محبوب ترین مطالب
  • ۹۵/۰۷/۱۳
    291
  • ۹۴/۰۵/۰۸
    265
  • ۹۵/۰۱/۳۱
    240
  • ۹۴/۰۴/۲۴
    263
  • ۹۴/۰۴/۱۷
    261
  • ۹۵/۰۲/۱۱
    254
  • ۹۵/۰۶/۱۵
    287
  • ۹۵/۰۲/۱۴
    257

۵ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

381

| جمعه, ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۵۸ ب.ظ

حالا کلافم کرده اینقدر پرسیده استادات مجردن؟ منم هر بار گفتم نه. وای ازینکه بدونه چقدر مجردن و چقدرم جوونن!

380

| جمعه, ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۳۳ ب.ظ

نمیدونم خله، خنگه، رو چه حسابی بهم میگه گوشیتو بده از  دیکشنریش استفاده کنم. یا میتونم تلگرام لپ تاپتو وا کنم. آخه چرا؟ صمیمیت باعث نمیشه بتونیم وارد حریم هم بشیم. و البته هر کس ممکنه حریم خصوصیش براش مهم باشه...

امروز برگشته بهم میگه احساس میکنم شوهرت کارمنده.من میخوام یه شوهر باشخصیت پیدا کنی. اینجور درب و داغون نمیتونم واست تصور کنم. درب و داغونم دقیقا منظورش شغل آزاد بود. خدایا آخه چرا!

از پریروز کارد و پنیر شدیم باز.

خدایا عمیقا ازت میخوام ما رو به شخص درستمون برسون و اگه کسی واسه کسی نیس زودتر از سر راه هم برشون دار. . . بلند بگو آمین!

379

| يكشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۳۰ ب.ظ

خدایا شکرت، نمودارم داره همگرا جلو میره ^_^

یه آهنگ ملوی خارجی قشنگم که خواننده هاشو نمیشناسم داره میخونه. خیلی خوبه خیلی.. خونه خوبه خونه مامانم امیده ×ـ×

378

| شنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۵۳ ب.ظ
دانش آموزات بگن آخی... دلمون واسه معلم قبلی تنگ شده! ما اونو میخوایم...
خب یعنی چی؟؟
یعنی دوست نداریم دیگه...
آخه چرا هیشکی دوسم نداره؟

377

| چهارشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۳۵ ق.ظ

فایل باز تو ذهنم زیاد دارم که نمیذاره بنویسم.

خدا رو شکر یکی دو روزه با پاک کردن اینستا از رو گوشیم تمرکزم به طرز قابل توجهی بالا تر رفته و واقعا میل و کششم به اینستا کم شده. در عوض همون میل و کشش بین بلاگستان و تلگرام تقسیم و به همون نسبت زیاد شده! جدا ازشوخی خوبه ندیدن زرق و برق الکی و نرسیدن اون هجمه اطلاعات فوق بلا استفاده وغیر ضروری به مغز

کار فراوون و حرف زیاد

از شاگرد جسور و خود برتر بینی که دیروز سر کلاس شروع کرد به تذکر دادن به من و منم از پس فردا ایگنورترینش خواهم کرد بگیر تا فردا ساعت یازده که باید با استاد تماس بگیرم و کتابی که برای نرم افزارم باید بخرم و هلپ کتیایی که پیداش نیس و فاینال پنجشنبه و آزمونای فردا و پنجشنبه و مصاحبه کاری پنجشنبه و .... اوه

تازه باید واسه شنبه بچه ها هم سوال میدترم طرح کنم. امتحان دان یک اواخر این ماه و لباس ورزشیم هم که داغونه روی هم نزدیک چهارصد تومن میشه. بعد مامان میگه که تو همش ناله بی پولی داری. یعنی نداشته باشم؟ آموزشگاهها هم که آخرش که آبا از آسیاب افتاد میدن. 

راستی.... دیروز جناب پارتنر(حالا یکم نمیخوام بگم خان، کلی فشار آوردم تا اسم جدید واسش پیدا کردم) یه حرفایی زد که از شادی در پوستم نمیگنجیدم. شاید در حد حرف بوده باشه فقط، اما همین که دیدگاهش فلکسیبل شده و به تغییر فکر کرده برام کلی ارزش داره. بماند که تو موقعیتهای مختلف(حتی تو دسشویی) خودمو در شرایط جدید آینده تصور میکردم و کیفور میشدم. خدایا خودت راه درست و صلاحتو به سمت ما بچرخون؛)