Nothing To Display

پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۴/۱۱
    260
  • ۹۵/۰۱/۳۱
    240
  • ۹۴/۰۸/۰۸
    287
  • ۹۵/۰۲/۲۷
    265
  • ۹۴/۰۵/۰۲
    264
  • ۹۶/۰۲/۰۳
    ...
  • ۹۴/۰۹/۱۴
    219
  • ۹۴/۰۵/۲۳
    268
  • ۹۴/۰۷/۱۷
    282
محبوب ترین مطالب
  • ۹۵/۰۷/۱۳
    291
  • ۹۴/۰۵/۰۸
    265
  • ۹۵/۰۱/۳۱
    240
  • ۹۴/۰۴/۲۴
    263
  • ۹۴/۰۴/۱۷
    261
  • ۹۵/۰۲/۱۱
    254
  • ۹۵/۰۶/۱۵
    287
  • ۹۵/۰۲/۱۴
    257

۲۰ مطلب در مهر ۱۳۹۷ ثبت شده است

408

| دوشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۲۱ ب.ظ

من در عجبم از این جماعت فوضول. می‌گم تی ای شدم. می‌گن چقدر می‌دن بهت؟

آخه به تو چه چقدر می‌دن بهم! وااااا

اونقدر که شماها درگیر پولشین خدایی خودم نیستم. وجدانا اصلا به پولش فکرم نکردم که آیا پول می‌دن یا نه!

ولی چه لذتی داره حل مسئله! دارم عشق می‌کنم با حل این مثالا. البته از روی حل‌المسائل :)

۴۰۷

| شنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۲۱ ق.ظ

آقا خب میتونست هیچی نگه دیگه. پس چرا ابراز نگرانی کرد؟ :دی

باز من نوجوان شدم:/

406

| شنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۲:۱۷ ق.ظ

بخشی از ویدیوی آموزشیم رو ضبط کردم. وسطاش خودم فهمیدم وارد فاز قطعی آب شدیم استاپش کردم. نگاه کردم دیدم چه افتضاحیه!

 یه جایی اومده بودم پاز کنم اشتباهی یه دگمه دیگه رو زدم پاز نشده بعد که اومدم از پاز در بیارم زدم پاز شده. بعد کلیش ضبط نشده :)) در حد کارگردانای هالیوود! بعد اصن یه وعضی. نگم برات!

۴۰۵

| شنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۷، ۱۲:۲۷ ق.ظ

از دیشب واسه خودم ذوق می‌کنم که او نگرانم شده :")

* هر چند که می‌دونم ذوقم الکیه و او طبق آداب انسانی اون حرف رو زده :(

از این شهر بروم.

| جمعه, ۲۷ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۲۰ ب.ظ

این قابلیت رو دارم که ساعت‌ها بشینم و به دیوار روبرو زل بزنم :|

فردا صبح میرم تهران

تختمم تو خوابگاه اشغال شده. امیدوارم که پسش بدن بهم :|

ای خدا!

بابا بهم می‌گه دیگه نمی‌ری شهر دانشگاه که؟ گفتم چرا اتفاقا می‌رم. می‌گه اونجا که دیگه کار نداری. می‌گم اتفاقا دارم.

فک کرده می‌تونه واسم کار پیدا کنه. اونم با اون کارش!

هه! این‌همه درس خوندم...

من می‌رم از این شهر. عمرا اگه این‌جا بمونم. 

شده هر جای دیگه ولی می‌رم.

من تو این شهر کوچیک بمون نیستم آقا جان

این خط و این نشون

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ترجمه رو تقریبا نصف کردم. در واقع کمرش شیکست. 

اما از الان غم ویرایشش رو دارم. هر چند که سعی می‌کنم بدون غلط و معنی‌دار تایپ کنم. اما مرض خوندن نهایی دارم من :|

الان جدیدا سندرم نیم فاصله هم بهش اضافه شده.

از تایپ کردنام معلومه تقریبا :/

وای اگه بارون بزنه

| پنجشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۰۹ ب.ظ

هر بار یه شعری میفته رو زبونم. الانم فعلا این افتاده :|

شنبه باید پاشم برم تهران. یه قطعه عوض کنم و یکشنبه با ال برگردم :\ اینم از این.

به استاد گفتم شنبه نیام. گفت موردی نداره. کلی عذرخواهی کردم. عوضش سوالا رو بهم داد. تازه پرسید مشکلی برام پیش نومده باشه ×ـ×

باید بشینم بخونم سوالاشو واسه هفته دیگه؛

چه غلطی کردم این ترجمه رو قول کردما،

درسته طبق برنامه پیش میره اما من عادت دارم از برنامه جلوتر باشم!

کلی کار دارم؛

نشستم به نوشتن فصل سه اما اصلا در حیطه کاریم نیس...

دامنه سیال که تو حیطه‌م بود رو هنوز نتونستم جمع کنم چه برسه به دامنه جامد :|

ای خدا!


580

| پنجشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۷، ۰۶:۰۱ ب.ظ
ای خدا!
چرا خودتو می‌بازی دختر؟؟؟؟
مگه چی شده؟
مگه چی‌کار کردی؟؟؟

579

| چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۳۴ ب.ظ

آخه چه شانسی دارم من؟ آخه چرا سهم من از این زندگی فقط گریه س؟ چرا آخه؟ :"(

خرید غیر حضوری

فرستادن آدم الدنگ واسه خرید


من بهش گفتم مدل فلان رفته مدل بسار گرفته

حالا من از اینجا تا تهران چیکار کنم؟ 

اون بیشعورم جوابمو نمیده اصلا که این به اپ تاپم میخوره یا نه

زنگ زدم دوستم از داداشش بپرسه

پی امدادمبه دو تا از همکلاسیام از اونا بپرسم

اینم از خانواده من

تازه شنبه میخواستم با خودم ببرم خوابگاه

اینم شد وضع من

578

| چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۳:۰۳ ب.ظ

عشق بازی با کتابخونه کوچیکم و کتابامو دوس دارم. هرچند که بیست تا کتاب نخونده توش داشته باشم که زخم به روح و روانم باشن. جزو فایلای باز ذهنیم باشن. ولی بلخره یه روزی میخونمشون. شایدروزی پس از دفاع.که میدونم برای بعد اونم برنامه دارم. تا کی سینگلی آخه تو؟ 

۵۷۷

| چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۴۷ ق.ظ

به خاطر عوض کردن عکسای پروفایلام احساس داف بودن بهم دس داده. منم بهش دس دادم!

#عاقا بیا کمتر جرف بزنیم

#بیا کم حرف باشیم

#بیا از درونیاتمون نریزیم بیرون

#بیا خودمون رو واسه همه نکشیم بیرون

#ازین حرفا دیگه