Nothing To Display

پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۴/۱۱
    260
  • ۹۵/۰۱/۳۱
    240
  • ۹۵/۰۲/۲۷
    265
  • ۹۴/۰۸/۰۸
    287
  • ۹۴/۰۵/۰۲
    264
  • ۹۶/۰۲/۰۳
    ...
  • ۹۴/۰۹/۱۴
    219
  • ۹۴/۰۵/۲۳
    268
  • ۹۴/۰۷/۱۷
    282
محبوب ترین مطالب
  • ۹۵/۰۷/۱۳
    291
  • ۹۴/۰۵/۰۸
    265
  • ۹۵/۰۱/۳۱
    240
  • ۹۴/۰۴/۲۴
    263
  • ۹۴/۰۴/۱۷
    261
  • ۹۵/۰۲/۱۱
    254
  • ۹۵/۰۶/۱۵
    287
  • ۹۵/۰۲/۱۴
    257

۴ مطلب با موضوع «از سری هدف هام اینه که...» ثبت شده است

از این شهر بروم.

| جمعه, ۲۷ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۲۰ ب.ظ

این قابلیت رو دارم که ساعت‌ها بشینم و به دیوار روبرو زل بزنم :|

فردا صبح میرم تهران

تختمم تو خوابگاه اشغال شده. امیدوارم که پسش بدن بهم :|

ای خدا!

بابا بهم می‌گه دیگه نمی‌ری شهر دانشگاه که؟ گفتم چرا اتفاقا می‌رم. می‌گه اونجا که دیگه کار نداری. می‌گم اتفاقا دارم.

فک کرده می‌تونه واسم کار پیدا کنه. اونم با اون کارش!

هه! این‌همه درس خوندم...

من می‌رم از این شهر. عمرا اگه این‌جا بمونم. 

شده هر جای دیگه ولی می‌رم.

من تو این شهر کوچیک بمون نیستم آقا جان

این خط و این نشون

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ترجمه رو تقریبا نصف کردم. در واقع کمرش شیکست. 

اما از الان غم ویرایشش رو دارم. هر چند که سعی می‌کنم بدون غلط و معنی‌دار تایپ کنم. اما مرض خوندن نهایی دارم من :|

الان جدیدا سندرم نیم فاصله هم بهش اضافه شده.

از تایپ کردنام معلومه تقریبا :/

498

| شنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۱۱ ق.ظ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۲ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۱۱

276

| چهارشنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۴۴ ب.ظ

هیچوقت یه یس_منِ کامل نباش. گاهی اوقات مخالفت کن. نذار فک کنن هالویی و میتونن تو مشتشون داشته باش. قوی باش و وقتی لازم باشه زود مخالفتتو ابراز کن. نه مثل این سری که بعد از یه هفته تازه با کلی ترس و لرز بگی نه!

از سری اهداف من اینه که...

| يكشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۵، ۰۲:۰۳ ق.ظ

عکس از وال . رنگی رنگی . کام

توی سال نود و پنج قطعا به درجه ای از پیشرفتهام برسم.حداقل کمی استقلال مالی پیدا کنم... 

خیلیا آخر سال میشینن و دودو تا چارتا شونو میکنن و تصمیما و هدفاشونو مرور میکنن.چه عیبی داره که من از اول سالم به این چیزا فکر کنم. البته این مسایل فکر کردنی نیس خودشون ناگهان جاشونو تو ذهن آدم پیدا میکنن. دروغ چرا، بدم نمیاد امسال دیگران کمی بهم غبطه بخورن. بعضیا شوور پولدار گیرشون میاد و سر زبونا میفتن. مام ایشالا یه موقعیتای خوبتری واسمون پیش میاد و با اشتغال و خیلی چیزای خوب خوبمون سر زبون بیفتیم. البته از طرفیم دوس ندارم سر زبونا باشم.. در هر حال اینو مطمئنم که دوس دارم مدارجی از پیشرفت رو طی کنم. 

مورد دیگه ای که دوس دارم در سال نود و پنج راجع بهم اتفاق بیفته واقعا اینه که آدم باکلاسی بشم. درسته که تو جمع یکی دوتا از دوستانم هرقدر بی ادب باشیم عیبی نخواهد داشت و میخندیم و خوشیم، اما میخوام رفتار اجتماعیم رو ارتقای زیادی ببخشم. امیدوارم خدا کمکم کنه تا این اتفاقم واسم بیفته، کمتر غیبت کنم یا اصلا دیگه غیبت نکنم و راجع به چیزایی که به من مربوط نمیشه اظهار فضل نکنم.

با هر کسی در یک سری مسائل مثل خودش رفتار کنم و اگر کسی من رو به بازی نگرفت من هم به بازیش نگیرم. شأن و شئون خودم رو حفظ کنم و رازهام رو با هرکسی در میون نذارم.

 


**این پست هر از چند گاهی مرور دوباه شود**


یادم باشد لیست کارهایی که دوست دارم انجام بدهم را هم وارد کنم


بعلاوه لیست کتابهای محبوب و در صف خوانده شدن

  • ۳ نظر
  • ۰۸ فروردين ۹۵ ، ۰۲:۰۳