آسِمـــــان می‌نویســـد...

بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۱۵/۰۷/۰۲
    260
  • ۱۶/۰۴/۱۹
    240
  • ۱۶/۰۵/۱۵
    265
  • ۱۵/۱۱/۱۶
    210
  • ۱۵/۰۷/۱۵
    263
  • ۱۵/۰۷/۲۴
    264
  • ۱۷/۰۴/۲۳
    ...
  • ۱۵/۱۰/۳۰
    287
  • ۱۶/۰۱/۱۸
    228
محبوب ترین مطالب
  • ۱۵/۰۷/۱۵
    263
  • ۱۶/۱۰/۰۴
    291
  • ۱۵/۰۷/۳۰
    265
  • ۱۶/۰۴/۱۹
    240
  • ۱۶/۰۱/۱۸
    228
  • ۱۶/۰۵/۰۳
    257
  • ۱۶/۰۴/۳۰
    254
  • ۱۷/۰۲/۰۷
    310
  • ۱۵/۰۷/۲۴
    264

648

| پنجشنبه, ۱۱ آوریل ۲۰۱۹، ۰۱:۳۳ ق.ظ

خب من آماده شدم برم زنیکه منو ببینه اما خودش تا حالا نیومده. دیگه عوض کردم لباسامو و میخوام برم حموم

برای امروز کافیه

دیگه روزمو خرابتر نکنم

برم که لذت ببرم از عروسی دوست جان

خوب شد صب تا جایی که جا داشتم خوابیدم و بخاطر اون زنک از خوابم نزدم زودتر پاشم

به هر حال یه مقدار آرایش کردم که الان میرم بشورم

ضد آفتابم حروم شد

ولی فدا سرم 

همه چی

برم بیام این ترجمه رو ادیت کنم


  • ۱۹/۰۴/۱۱

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">