آسِمـــــان می‌نویســـد...

بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۱۵/۰۷/۰۲
    260
  • ۱۶/۰۴/۱۹
    240
  • ۱۶/۰۵/۱۵
    265
  • ۱۵/۱۱/۱۶
    210
  • ۱۵/۰۷/۱۵
    263
  • ۱۵/۰۷/۲۴
    264
  • ۱۷/۰۴/۲۳
    ...
  • ۱۵/۱۰/۳۰
    287
  • ۱۶/۰۱/۱۸
    228
محبوب ترین مطالب
  • ۱۵/۰۷/۱۵
    263
  • ۱۶/۱۰/۰۴
    291
  • ۱۵/۰۷/۳۰
    265
  • ۱۶/۰۴/۱۹
    240
  • ۱۶/۰۱/۱۸
    228
  • ۱۶/۰۵/۰۳
    257
  • ۱۶/۰۴/۳۰
    254
  • ۱۷/۰۲/۰۷
    310
  • ۱۵/۰۷/۲۴
    264

649

| شنبه, ۱۳ آوریل ۲۰۱۹، ۰۳:۰۶ ب.ظ

بالای سر پدر رختخوابم رو پهن کردم 

و با هر نفسی که میکشه بادی از سیر منو احاطه میکنه

دلیل اینجا خوابیدنم هم اومدن ناگهانی سوسک شاخدار به اتاقم و چسبیدنش به لامپ بالای تختم بود:|

چهارشنبه منچستر بای د سی رو دیدم و امروز اینسپشن رو

امروز چای نعنا رو تموم کردم

میخوام زندگی نزیسته ات را زندگی کن رو هم تموم کنم. چون نصفه خوندم

زن بودن هم جزو فایلهای بازه

تو عید مردی به نام اوه و داستان مسخ رو تموم کردم

پرنده من رو خوندم

در سرزمین محکومان کافکا رو شروع کردم

اما خیلی چندشه. واسه همین فعلا نصفه مونده

کلا کار نصفه زیاد دارم

از خودم متنفرم وقتی کار مفیدی انجام نمیدم

نه زبان خوندم

نه واسه کارگاه خودم رو آماده کردم

و نه دیتا پیدا کردم واسه مقاله

گاد دمن ایت!

شت

چقدر دلپیچه دارم

راجع به عروسی یادم باشه بنویسم

احساس میکنم ازون آدمام که ادا تن.گ.ا در.میارن

امیدوارم احساسم اشتباه باشه

امروز از لحاظ تقویت جسمی یه مگنوم و یه موز خوردم

فردا ببینم بادوم دارم بخورم؟ 

واسه این حالم خوبه

خیلی سرم گیج میره این موقعا

یادمه یبار تو خوابگاه بادوم و خرما خوردم خیلی واسم خوب بود

فعلا جاست دیس

امیدوارم بوی سیر تا صب خفم نکنه :|

  • ۱۹/۰۴/۱۳

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">