آسِمـــــان می‌نویســـد...

بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۱۵/۰۷/۰۲
    260
  • ۱۶/۰۴/۱۹
    240
  • ۱۶/۰۵/۱۵
    265
  • ۱۵/۱۱/۱۶
    210
  • ۱۵/۰۷/۱۵
    263
  • ۱۵/۰۷/۲۴
    264
  • ۱۷/۰۴/۲۳
    ...
  • ۱۵/۱۰/۳۰
    287
  • ۱۶/۰۱/۱۸
    228
محبوب ترین مطالب
  • ۱۵/۰۷/۱۵
    263
  • ۱۶/۱۰/۰۴
    291
  • ۱۵/۰۷/۳۰
    265
  • ۱۶/۰۴/۱۹
    240
  • ۱۶/۰۱/۱۸
    228
  • ۱۶/۰۵/۰۳
    257
  • ۱۶/۰۴/۳۰
    254
  • ۱۷/۰۲/۰۷
    310
  • ۱۵/۰۷/۲۴
    264

1009

| پنجشنبه, ۱۵ اکتبر ۲۰۲۰، ۱۲:۲۹ ب.ظ

مامان قرار بود شب سیب زمینی و هویج بذاره بپزه. منم تا ۹ از اتاق درنیومدم. اومدم دیدپ داره میخوابه

گفتم سیب رمینی کو؟ گفت یادم رفت

من هاج، واج، عصبی

عصبی از اینکه میبینم حافظش داره از بین میره. همه چیزای ساده رو فراموش میکنه

نمیدونم فراموشیه یا اثر قرصای آرامبخش و اعصابشه. هر چی هست خیلی اعصاب خوردکنه. بازم کارا و حرکات بیمارگونه قدیمیش رو شروع کرده و من به نظرم باید دقیقتر ویزیت بشه :(

خیلی ناراحتم. هم بخاطر خودش هم به خاطر اینکه سرش عصبانی شدم :(((((

  • ۲۰/۱۰/۱۵

نظرات  (۲)

ما بچه های اخر خیلی بیچاره ایم که باید والدین مون رو در پیرترین و خسته ترین حالت ممکن ببینیم...

پاسخ:
خیلی بیشتر از خیلی حتی :((

خیلی غم انگیزه ....آدم می خواد اون لحظه بمیره و فکر نکنه که بعدها چه خواهد شد😔😔😔

پاسخ:
:-<

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">