Nothing To Display

پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۴/۱۱
    260
  • ۹۵/۰۱/۳۱
    240
  • ۹۴/۰۸/۰۸
    287
  • ۹۵/۰۲/۲۷
    265
  • ۹۴/۰۵/۰۲
    264
  • ۹۶/۰۲/۰۳
    ...
  • ۹۴/۰۹/۱۴
    219
  • ۹۴/۰۵/۲۳
    268
  • ۹۴/۰۷/۱۷
    282
محبوب ترین مطالب
  • ۹۵/۰۷/۱۳
    291
  • ۹۴/۰۵/۰۸
    265
  • ۹۵/۰۱/۳۱
    240
  • ۹۴/۰۴/۲۴
    263
  • ۹۴/۰۴/۱۷
    261
  • ۹۵/۰۲/۱۱
    254
  • ۹۵/۰۶/۱۵
    287
  • ۹۵/۰۲/۱۴
    257

۳۸ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

525

| جمعه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۴۷ ق.ظ

همسر عزیزم!

با اینکه هنوز ردی از اثرت پیدا نیست، اما همین تو و فکر کردن به تو دیازپام من است. که بعد از ساعتها بیداری که هنوز خواب به چشمانم راهی ندارد با فکر تو آرام میگیرم و به خواب فرو میروم!

#مرسی که هستی D-:

#یا مرسی که نیستی؟ :))

#هاهاها

524

| جمعه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۳۹ ق.ظ

وی بسیار گشاد است

اگر گوگل را از وی بگیری به سوادش را بید میزند

خاک بر سرش

هرچه به زمان رفتنش نزدیک تر میشود هی سعی میکند که ملابنویسی کند و چیزی آماده کند که به استاد نشان دهد

بعد هی با خودش فکر میکند که چجوری به استاد بگوید خسته شده و کارش گیر کرده که طبیعی تر جلوه کند

و به نظر برسد که خیلی کار کرده

که اکثرا موفق میشود خود را سختکوش و هاردورکینگ نمایش دهد

***

با بابا رفتم دوچرخه سواری

یه کم عارش میومد اولش

بهانه آورد که خوابم میاد

اما اومد بلخره

بعد باز یه کمی عارش میومد آشنا ببینه

اونم یه کمی دور زدیم خوب شد

بستنی زدیم بر بدن اومدیم

دوتا اسکوپ دارک

چقدرم که دارکش بد بود

هیچی دیگه

شنبه احتمالا برم خوابگاه

دلم میخواد تابستونم بمونم اونجا

اما از هم اتاقی جدید پیدا کردن خوشم نمیایه

معلوم نیس چقدر تمیز باشن

اما خب کاریش نمیشه کرد که!


523

| پنجشنبه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۵۲ ب.ظ

یعنی ما از بعد از خواستگاری تا به هم بزنیم فقط شیش بار همدیگه رو دیدیم؟ خب بعد حق نداشتم؟

522

| پنجشنبه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۳۴ ق.ظ

سحری خورده‌ام

نه گشنه، نه تشنه، تر و تمیز اینجا نشسته‌ام.

چه مرگم هست که به کوه کارهایم کاری ندارم؟

برگه بردارم

کارهای نکرده را بنویسم

بالاخره از یک جایی باید شروع کرد

بسم‌الله...

521

| پنجشنبه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۲۲ ق.ظ

تنها چیزی که میتونه الان من رو از پا دربیاره و تا مرز سکته پیش ببره پیامی از سوی استاد راهنماس‌ :|

که چه خبر از کارا؟

 حتی شوخیشم زشته.....

نههههههههههه

520

| چهارشنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۳۵ ب.ظ

اعصابم از دست مامان و بابا جفتشون بد داغونه. سر افطار حتی نتونستم نگاهشون کنم. واقعا یه حرکت مزخرفی زدن که رو نروم اسکی رفتن دوتایی...

فقط برام جای سواله من اعصاب خودمم بیشتر وقتا ندارم،‌ مامان و بابامو نمیتونم تحمل کنم. ملت چطور ازدواج میکنن؟ بابا بچه رو چی میگی؟

یعنی واقعا چطور یه نفر دیگه رو ۲۴ ساعته تحمل میکنن؟ بعد اون هیچی حداقل وقت خواب خودتی و خودت و میتونی بکپی باز اون موقعتم مال خودت نباشه؟ وای نمیتونم درک کنم!

519

| چهارشنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۵۹ ب.ظ

یارو داره به بدترین شکل ممکن زور میزنه استیلینگ کارز رو بخونه. اصلا این تو آهنگای من چکار میکنه؟

دلم شدیدا طبیعت گردی میطلبه... اما کو یار و پایه؟ به قول خواهره  شاید لازم باشه با آدمای جدیدی آشنا بشم؟ 

یعنی اسم بنویسم؟ مهلتشم فقط تا امشبه.


518

| سه شنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۴۹ ب.ظ

مگه گذاشتن بخوابیم؟؟

بیست دقیقه به هشت با صدای ترق توروق در، نمیگم حالا کی بود که خواهر شوور بازی نشه، بعد از رفتن ایشونم کامیونه اومد زیر پنجره اتاقم زرررر زررررر. دقیقا نمیدونم چی میخواس ولی حداقل یک ساعت زر زر کرد و با اینکه پنجره رو بستم باز صداش میومد. لعنتی نمیتونست بندازه تو کوچه :|

دیگه برکت از خوابم رفت تا سه که پاشدم :|

چرا اینقد زود روشن میشه؟

| سه شنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۰۲ ق.ظ

خیلیا دارن پامیشن برن سر کار. اما من هنوز سهمیه دیشبمو نخوابیدم، هیچ؛ که خوابمم نمیاد. یکی سیفون توالتو گنجشکا و پرنده های دیگه و ماشینا رو خفه کنه، خورشیدم سر راش خاموش کنه من یکم بخوابم :| 

516

| سه شنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۲۵ ق.ظ

تا امتیازشو از دست ندادم بگم که چند روز پیش کارهای فرهنگی باکلاس کردم!

#کتاب

#فیلم